تبليغاتX
انتظار خبری نیست مرا...

 

 

آرزو دارم شبي عاشق شوي!

 آرزو دارم بفهمي درد را!

تلخي بر خوردهاي سرد را!

مي رسد روزي که بي من لحظه ها را سر کني!

مي رسد روزي که مرگ عشق را باور کني!

مي رسد روزي که شبها در کنار عکس من

 نامه هاي کهنه ام را مو به مو از بر کني.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 21:25  توسط قاصدک | 
 

بر برگ سفيدي، به سفيدي قلب پاک مهربانت

نقاشي کن عکس خورشيد را و در پشت پنجرة سرد تنهائي ام بگذار

تا که بر من بتابد و روح يخ بسته ام را حرارتي جاودانه بخشد

بر برگ سفيدي، به سفيدي قلب پاک مهربانت

نقاشي کن امواج دريا را تا ماهي کوچک قلبم در آن آرامش آبي

از حس بيتابي رها گردد

نقاشي کن اسب چابک عشق را،

تا مرا ببرد به آنجايي که فقط تو باشي و من باشم و عشق

برايم نقاشي کن نم نم باران را تا شوره زار خشک دلتنگيم

دشتي سر سبز گردد،

آشيان شقايقها نقاشي کن سايه بان امنيت را، تا در زير آن پهن کنم فرشي از آرامش

و بنشينم در انتظار تو

بر برگ سفيدي، به سفيدي قلب پاک مهربانت

نقاشي کن عکس خوشبختي را و بر ديوار زندگيم بياويز

نقاشي کن کوهي بلند را تا در قلة آن کوه بلند

در گوش آسمان بخوانم، که آه ! من چقدر خوشبختم

..........................................

سلام به همگی

خیلی وقته که نیومدم اینجا، می خواستم ببندم وبلاگمو اما یه حسی نذاشت اینکارو بکنم

می خوام دوباره بنویسم توش البته اگه خدا بخواد

خوشحال می شم با نظراتون من یاری کنید تو بهتر شدن وبلاگ

یا علی تا بعد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 13:5  توسط قاصدک | 

 

آدما نمی تونن تغییر نکنن

رابطه ها نمی تونن عوض نشن

دنیا نمی تونه ثابت بمونه

ولی......

یه دوست می تونه تا ابد یه دوست بمونه

  پا وب :

 خیلی سخته وقتی می فهمی کسی که تا امروز واست دوست بوده

 شایدم یه چیزی بیشتر.....

 بی خیال... کل این زندگی رو با بی خیالی سر کردم و هر روز بیشتر از قبل

 از خودم دور شدم وحالا تو خودم گم شدم و نمی تونم پیدا کنم خودمو.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 7:55  توسط قاصدک | 

 

گريه كردم تا بدوني زندگي بي غم نميشه......

اگه دستم و بگيري از غرورت كم نميشه ......

ساكت و صبور و عاشق وقتي حوصله نداري....

پيش حرفاي دل من حرف عشق و كم مياري.....

لحظه هام تلخ و حقيرن وقتي قهري با دل من ......

كاش چشات يه جاده ميزد از دل تو تا دل من ...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 20:39  توسط قاصدک | 

 

 

از اون گوشه دنیا، به این گوشه رسیدم
نگید دنیا قشنگه!!قشنگیشو ندیدم!!
هنوز غم تو وجودم عذاب سینه سوزه
نگید گریه رو بس کن، نگید دنیا دو روزه!!!
هنوز قافله عشق به منزل نرسیده
غریقیم و صدامون به ساحل نرسیده
هنوز اشکِ تو چشمام، نگام خیره به راهه
نه آفتاب و نه مهتاب، چقدر دنیا سیاهه....

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 19:5  توسط قاصدک | 

 

 

 

تو نه در دیروز و نه در فردایی

ظرف امروز پر از بودن توست

تولدت مبارک

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 17:4  توسط قاصدک | 

 

خیلی خستم خیلی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 18:50  توسط قاصدک | 

 

که ای بیچاره عاشق ماندنت چیست؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 10:20  توسط قاصدک | 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 20:13  توسط قاصدک | 
 

 جز من اگرت عاشق و شيداست بگو

      گر ميـل دلـت به جانـب ماسـت بگو

       ‌    ور هيچ مرا در دل تو جاست بگو

                                      گر هست بگو

                                            نـيست بـگو

                                                راست بگو...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 8:33  توسط قاصدک |